|
دست نوشته های میثم انصافی هفت دفتر
|
آینه تمام نمای خدای من مادر من هست تمام عالم هستی به دست تو مادر من اگر بهشت زیر پای مادران است به یمن قدوم تو باشد وجود بهشت مادر من رسول خدا هم تو را مادر صدا کرد تو حتی به پدر هم مادری مادر من من از زیادی خاک شما نفس دارم که گر نبودی وجود نداشتم مادر من هنوز در عجبم آری آن هنگام که دست عدو شد بلند روی مادر من چگونه عالم هستی وجود پیدا کرد که بشنود صدای ناله مادر من
[ بیست و هفتم مهر 1390 ] [ ] [ میثم انصافی ]
[ ]
نمی دونم چرا این چند روز این قدر دلم یاد سید کرده. شاید به خاطر اون جمله ای که چند روزه فکرم رو مشغول کرده شایدم نه ... زندگي دنيا با مرگ در آميخته است، روشناييهايش با تاريكي، شاديهايش با رنج، خندههايش با گريه، پيروزيهايش با شكست، زيباييهايش با زشتي، جوانياش با پيري و بالاخره وجودش با عدم. حقيقت اين عالم فناست و انسان را نه براي فنا، كه براي بقا آفريدهاند: «خلقتم للبقاء لا للفناء و اسمعوا دعوه الموت اذانكم قبل اين يدعي بكم»، دعوت مرگ را به گوش گيريد پيش از آن كه مرگ شما را فراخواند. خیلی روش فکر کردم ولی هنوز کامل نفهمیدم یعنی چی ؟ شاید اینجاست که می گن لفظ بر معنا پیشی می گیره ! اصلا انگار این جمله ها بر خلاف همه چیز نمی خواد معنا بشه شاید هم عقل کوچیک من نمی تونه این جمله ها رو حلاجی کنه // [ بیست و یکم تیر 1389 ] [ ] [ میثم انصافی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |